مرورى بر تاريخچه جنايات شيميايى صدام
15/8/1386
به جرات ميتوان گفت سلاحهاي شيميايي تنها سلاحهاي جنگي هستند كه بيشترين و قديميترين معاهدات بينالمللي براي منع كاربرد آن وجود دارد. به دليل ماهيت غيرانساني و وحشيانه اينگونه سلاحها، از قرنها پيش كه از سلاحهاي شيميايي در شكل ابتدايي آن و در جنگها استفاده ميشد، قراردادهاي مختلفي براي ممنوع ساختن آن شكل گرفت.
اولين قرارداد بينالمللي براي محدودسازي استفاده از سلاحهاي شيميايي به سال 1675 ميلادي برميگردد. هنگامي كه فرانسه و آلمان با امضاي موافقتنامهاي در استراسبورگ درباره ممنوعيت كاربرد گلولههاي سمي به توافق رسيدند. دويست سال بعد در سال 1874.م «كنوانسيون بروكسل درباره حقوق و قوانين جنگ»كابرد سموم يا سلاحهاي سمي و نيز سلاحها، پرتابهها و موادي را كه باعث مصدوميت و رنج غيرمعمول ميشود، ممنوع اعلام كرد.پيش از پايان قرن نوزدهم و در سال 1899.م كنفرانس بينالمللي صلح در لاهه برپا شد و منجر به امضاي موافقتنامهاي در ممنوعيت استفاده از پرتابههاي جنگي محتوي گاز سمي گرديد. با وجود اين سه توافقنامه بينالمللي، در طول جنگ جهاني اول (1918-1914) جهان شاهد هولناكترين كشتارهاي ناشي از كاربرد سلاحهاي شيميايي بود. تلفات بيشمار و حملات وسيع شيميايي با بهكارگيري شيوههاي نوين كاربرد گازها و مواد سمي مهلك و ناتوانكننده در اين جنگ باعث بروز نگرانيهاي عميقي در سطح جهان گرديد و منجر به انعقاد يكي از معروفترين معاهدات بينالمللي عدم كاربرد سلاحهاي شيميايي; يعني «پروتكل 1925» ژنو شد كه در آن كاربرد گازهاي خفهكننده، سمي يا ساير گازها و نيز شيوههاي جنگ ميكروبي منع شده است. اكثر كشورهاي جهان از جمله ايران و عراق اين پروتكل را امضا نمودند.با وجود امضاي اين پروتكل توسط بسياري از كشورهاي جهان، اين معاهده داراي نقصان بسيار بزرگي بود و آن اينكه تنها ناظر به ممنوعيت كاربرد سلاحهاي شيميايي يا ميكروبي بود و توسعه، توليد و انباشت اين سلاحها را منع نميكرد. به علاوه بسياري از كشورهاي جهان اين پروتكل را با اين تبصره امضا نمودند كه حق كاربرد سلاحهاي شمييايي را عليه كشورهاي غيرعضو پروتكل و نيز مقابله به مثل در صورت حمله شيميايي به كشورشان را براي آن مجاز ميدانست.در سال 1971)م ) براي برطرف نمودن نواقص پروتكل 1925 ژنو، كميته خلع سلاح سازمان ملل- كه بعدها به كنفرانس خلع سلاح تبديل شد- متن نهايي كنوانسيون منع توسعه، توليد و انباشت و كاربرد سلاحهاي بيولوژيك (ميكروبي) كه به كنوانسيون سلاحهاي بيولوژيك ((BWC)) معروف است را آماده نمود. اين كنوانسيون به صراحت كشورهاي عضو را متعهد ميسازد مذاكرات خود را تا حصول اين معاهده بينالمللي براي منع سلاحهاي شيميايي دنبال نمايند و لذا از همان زمان مذاكرات مربوط به تهيه متن كنوانسيون سلاحهاي شيميايي به صورت جدي آغاز شد. به دنبال نزديك به 20 سال مذاكرات فشرده در «كنفرانس خلع سلاح» سرانجام متن نهايي كنوانسيون سلاحهاي شيميايي نيز در سال 1992.م آماده و مورد توافق اعضا واقع گرديد. اين كنوانسيون در 13 ژانويه 1993.م طي مراسمي در پاريس به امضاي 130 كشور جهان و سپس به امضاي دبيركل سازمان ملل نيز رسيد.كشورهاي امضاكننده اين كنوانسيون ميبايستي آن را در مجالس خود نيز به تصويب برسانند و بر اساس مفاد كنوانسيون، 180 روز پس از به تصويب رسيدن كنوانسيون توسط شصت و پنجمين كشور عضو، اين كنوانسيون لازمالاجرا خواهد شد. بدينترتيب در روز 29 آوريل 1997 كنوانسيون سلاحهاي شيميايي به طور رسمي لازمالاجرا شد. از زمان امضا شدن كنوانسيون سلاحهاي شيميايي تا لازمالاجرا شدن آن (1997-1993.م) مسئوليت فراهم نمودن ساز و كارهاي اجرايي شدن كنوانسيون و چگونگي آن به عهده كميسيون مقدماتي بود كه در لاهه استقرار داشت. با لازمالاجرا شدن كنوانسيون در سال 1997.م مسئوليت حسن اجراي مفاد كنوانسيون از جمله برنامههاي راستيآزمايي و بازرسيها و آموزش بازرسان و ساير امور اجرايي كنوانسيو به عهده سازماني تحت عنوان «سازمان منع سلاحهاي شيميايي ( OPWC) گذاشته شد كه مقر آن در شهر لاهه هلند بوده و محل دائمي اجلاسهاي ساليانه و ساير اجتماعات رسمي كشورهاي عضو كنوانسيون ميباشد.هرچند كه مواد سمي و كشنده حتي در جنگهاي باستان براي از پا درآوردن دشمن مورد استفاده قرار ميگرفت، اما كاربرد وسيع سلاحهاي شيميايي به شكل مدرن آن در جنگ اول جهاني رخ داد.در روز 22 آوريل 1915.م- كه به عنوان روز تولد جنگ شيميايي نام گرفت. - در شهر ايپر بلژيك، ارتش آلمان با استفاده از كپسولهاي محتوي گاز خفهكننده كلر هزاران نفر از سربازان متفقين را در جبهه مخالف از پاي درآورد و از آن پس طرفين درگير به صورت مكرر و در مقياس وسيع از انواع سلاحهاي شيميايي عليه يكديگر استفاده كردند. در طول همين جنگ بود كه براي اولين بار عامل شيميايي ناتوانكننده خردل (سولفور موستارد)- كه به عنوان عامل تاولزا نيز شناخته ميشود- توسط ارتش آلمان مورد استفاده واقع شد. (1917- جبهه ايپر در بلژيك (تلفات هولناك سلاحهاي شيميايي در جنگ اول جهاني فوق تصور بود، يك ميليون مصدوم و بيش از نود هزار كشته كه حاصل بهكارگيري حدود 124 هزار تن انواع سلاحهاي مهلك و ناتوانكننده شيميايي بود.هرچند با امضاي پروتكل 1925 ژنو، كاربرد اين سلاحها بعد از جنگ جهاني ممنوع اعلام گرديد، اما در فاصله بين دو جنگ جهاني بسياري از كشورهاي دنيا به توسعه، توليد و انباشت سلاحهاي شيميايي ادامه دادند. با اين حال با كمال تعجب در طول نبردهاي خونين جنگ دوم جهاني (1945-1939) از سلاح شيميايي استفاده نشد كه شايد دليل آن هراس از مقابله به مثل كشورهاي طرف جنگ و غيرقابل كنترل بودن عواقب و تلفات ناشي از اين سلاحهاي مخوف بود. (برخي مورخان معتقدند از آنجا كه هيتلر خود در جنگ اول جهاني هنگامي كه در ارتش آلمان خدمت ميكرد در اثر مصدوميت با گاز خردل آسيب ديد و به دليل تجربه تلخ صدمات ناشي از اين سلاحها از كاربرد آن در جنگ دوم جهاني امتناع كرد.هرچند در طول سالهاي بين دو جنگ و پس از جنگ دوم جهاني در برخي نقاط دنيا به صورت محدود از سلاحهاي شيميايي استفاده شد، اما در عمل تا پيش از تجاوز عراق به ايران از اين سلاحها به صورت وسيع در هيچ جنگي استفاده نشد. تهاجم گسترده ارتش عراق به جمهوري اسلامي ايران در 31 شهريور ماه 1359 منجر به اشغال بخشهاي وسيعي از خاك ايران توسط ارتش عراق در طول ماههاي اوليه جنگ گرديد كه ناشي از عدم آمادگي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي براي رويارويي تهاجم وسيع عراق به ويژه در شرايط به ويژه پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران بود با تجديد قواي نيروهاي رزمنده و آغاز عمليات آفندي عليه ارتش عراق به تدريج سرزمينهاي اشغالشده آزاد گرديد كه اوج آن حماسه خرداد 1361 و آزادسازي خرمشهر بود. پس از آن سلسله عمليات نظامي موفقيتآميزي نيز انجام شد كه ضمن كشانيدن جبهه نبرد به خاك دشمن، تهديدي جدي براي نقاط استراتژيك درون خاك عراق از جمله بندر مهم و سوقالجيشي بصره و جزاير نفتخيز مجنون در جنوب و ارتفاعات مهم كردستان عراق به شمار ميرفت. در چنين شرايطي و با تغيير موازنه نظامي جنگ به سود ايران، ارتش عراق كه خود را در آستانه سقوط ميديد اقدام به ارتكاب يكي از پليدترين جنايات جنگي تاريخ معاصر نمود و براي اولين بار پس از جنگ اول جهاني به كاربرد وسيع سلاحهاي شيميايي عليه رزمندگان و مردم بيدفاع ايران روي آورد. هرچند در طول سالهاي 1359 تا 1362 ارتش عراق در جبهههاي غرب و مياني به صورت محدود از سلاحهاي شيميايي استفاده نمود، اما وسيعترين حملات شيميايي در طول عمليات خيبر(اسفند 62 در جزاير مجنون)، عمليات بدر (اسفند 63 در جزاير مجنون)، عمليات والفجر 8(بهمن 64 تا فروردين 65 در فاو) كربلاي 4 و 5 و 8 (دي ماه 65 تافروردين 66 در شرق بصره و شلمچه) والفجر 10 (اسفند 66 و فروردين 67 در كردستان عراق- حلبچه) و تكهاي متعدد ارتش عراق از فروردين 67 تا پايان جنگ (مرداد 67) در جبهههاي مختلف اتفاق افتاد.براي اولين بار در طول تاريخ، رژيم عراق از سلاحهي شيميايي عليه مردم غيرنظامي در مناطق مسكوني ايران و كردستان عراق استفاده نمود كه منجر به شهيد و مصدوم شدن هزاران نفر از مردم بيدفاع فاقد هرگونه امكانات حفاظتي گردد. اوج اين جنايات بمباران شيميايي شهر «سردشت» در استان آذربايجان غربي بود كه در هفتم تيرماه 1366 منجر به شهيد و مصدوم شدن بيش از 4500 نفر از مردم اين شهر گرديد. علاوه بر اين شهر روستاهاي اطراف بانه (فروردين 66)، شهر حلبچه (اسفند 66( روستاهاي اطراف مريوان (اسفند 66 و فروردين 67)، شهر نودشه (فروردين 67)، روستاهاي اطراف سرپل ذهاب (مرداد 67) و شهر اشنويه (مرداد 67) نيز هدف حملات شيميايي عراق واقع شدند. در اين حملات به طور بيسابقهاي از انواع عوامل شيميايي جنگي عليه مردم روستاها و شهرهاي مرزي استفاده ميشد. تنها در يكي از اين حملات كه در 28/12/66 در منطقه مريوان رخ داد، روستاهاي منطقه «قلعهجي» تا «دزلي» با بيش از 300 بمب شيميايي مورد هدف قرار گرفت و به روستاهاي كوچك قلعهجي بيش از 11 بمب شيميايي اصابت كرد.رژيم عراق همچنين در ماههاي پاياني جنگ به صورت رسمي تهديد كرد كه به زودي شهرهاي بزرگ ايران از جمله تهران را با موشكهاي مجهز به كلاهك شيميايي مورد حمله قرار خواهد داد. با تداوم اين تهديدها برنامههايي براي دفاع غيرنظامي و آموزش مردم جهت آمادگي در مقابل حملات شيميايي احتمالي به اجرا درآمد.حتي بيمارستانها و مراكز درماني نيز از حملات شيميايي رژيم عراق مصون نماندند. مراكزي كه در كليه جنگها و بر اساس اصول اوليه انساني و قوانين بينالمللي بايستي از حملات نظامي مصون باشند. رژيم عراق نه تنها اين مراكز را بارها مورد بمباران و موشكباران قرار ميداد، بلكه پا را فراتر نهاده و برخي از اين مراكز را هدف بمباران شيميايي قرار داد كه منجر به شهادت و مصدوميت تعداد زيادي از بيماران و مجروحين تحت درمان و نيز پزشكان و پرستاران و پرسنل اين مراكز گرديد. دو نمونه از بارزترين اين جنايات عبارتند از: بمباران شيميايي بيمارستان صحرايي حضرت فاطمه (س) در آبادان (ششم و هشتم اسفند 1364)بمباران شيميايي بيمارستان صحرايي 528 سومار (دهم دي ماه 1365). در آمارهاي اوليه تلفات اين حمله 400 مصدوم و 20 شهيد ذكر شده كه در روزهاي بعد به تدريج افزايش يافت. چند تن از پزشكان متخصص و اساتيد جراحي نيز در اين حمله ناجوانمردانه به شهادت رسيدند.